.:. Asre-Rahai . عصررهایی .:. - احساس‌ انتظار!
spacer
advertisement.png, 0 kB
Advertisement
spacer
spacer

خبرنامه

با وارد ساختن آدرس پست الکترونیکی خود به جمع مشترکین سایت عصررهايي بپیوندید




asre-rahai

نسخه متنی

نظرسنجی

نظرتان در مورد سایت عصررهایی چیست ؟
 

سایر بخشهای عصررهایی

ارسال دل نوشته های شما برای عصر رهایی

آنلاین سایت

تصویر اتفاقی

بازدیدهای روزانه

 

احساس‌ انتظار! نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط برنامه عصر رهایی   
18 فروردين 1387 ساعت 21:57
 ... أنّ الارض‌ يرثها عبادي‌ الصالحون‌ 1 .
اين‌ زمين‌ را، بندگان‌ صالح‌، به‌ ميراث‌ مي‌برند.


احساس‌ انتظار، مثل‌ احساس‌ تشنگي‌ است‌:
احساس‌ تشنگي‌، آدم‌ را، به‌ آب‌ مي‌رساند، و احساس‌ انتظار، انسانف صاحب‌ نظرف آگاهف دين‌ باورف حقيقت‌ جوي‌ را، به‌ حجت‌ بالغة‌ الهي‌!...
انسانف اسلام‌، بزرگ‌ترين‌ اصل‌ اجتماعي‌ و پاك‌ترين‌ نهاد سياسي‌ دين‌ را، اعتقاد و التزام‌ به‌ رهبري‌ «معصوم‌» مي‌داند.
رهبر جامعة‌ انسان‌، هيچ‌ كس‌ نمي‌تواند بود، مگر «پيامبر» يا «امام‌» كه‌ به‌ طور مستقيم‌ از سوي‌ خدا و يا به‌ امر حق‌ و به‌ دست‌ پيامبر، تعيين‌ شده‌ باشد.

حقيقت‌ دين‌، جز اين‌ نيست‌ و بلوغ‌ انسانيت‌، جز از اين‌ راه‌، مقدور نمي‌تواند شد. 2
شيعه‌، نيز ـ با التزام‌ و پايداري‌ بر اين‌ اصل‌ خدايي‌ ـ در هيچ‌ لحظه‌اي‌ از تاريخ‌، هيچ‌ «ظالم‌» و «روند ظالمانه‌اي‌» را تأييد و تصديق‌ نكرده‌، و بر سر اين‌ كار، «جان‌» خويش‌ را ـ در هموارة‌ همه‌ جا ـ بلا گردان‌ «ايمان‌» خويش‌ ساخته‌ است‌!...
در آن‌ حديث‌ مشهور، هم‌، كه‌ سخن‌ از قيام‌ حجت‌ بالغه‌، به‌ ميان‌ مي‌آيد، تمامتف ضربتف تاكيد، بر سر «ستم‌ ستيزي‌» است‌:
يملاالله به‌ الارض‌ قسطاً و عدلاً، كما ملئت‌ ظلماً و جوراً.
خداوند، اين‌ زمين‌ را ـ به‌ دست‌ او ـ از عدل‌ و داد، سرشار مي‌سازد، همانطور كه‌ از ظلم‌ و جور سرريز شده‌ باشد!...
تو گويي‌ كه‌ آنچه‌ ديو آتشخوارة‌ «ظلم‌»، بر سر آدميان‌ خاك‌ مي‌آورد، با هيچ‌ داغ‌ و زخم‌ ديگري‌، برابري‌ نتواند كرد، اصلاً، همة‌ دردهاي‌ بشر كجا، و اين‌ آتش‌ جانسوز خانمان‌ بر باد ده‌، كجا؟! 3 ...
و دواي‌ اين‌ همه‌ درد: «عدالت‌»!
از نگاه‌ «شيعه‌»، عدالت‌، اصل‌ دين‌ است‌:
نخستين‌ پيشواي‌ او، در محراب‌، به‌ گناه‌ عدالت‌، به‌ قتل‌ مي‌رسد!!
و آخرين‌ پيشوايش‌، براي‌ اين‌ كه‌ به‌ دادف عدالت‌ برسد قيام‌ مي‌كند؛
و آخرين‌ حلقه‌، از مجموعة‌ حلقات‌ مبارزاتف حق‌ و باطل‌ را ـ كه‌ از آغاز جهان‌، بر پاي‌ بوده‌ است‌ ـ به‌ سامان‌ مي‌برد.
همة‌ حرفف «انتظار»، همين‌ است‌:
سفري‌ دور و دراز، براي‌ رسيدن‌.
با چشمان‌ «آينده‌»، تكليف‌ «حال‌» را، روشن‌ كردن‌.
در آستانة‌ سقوط‌ و ابتذال‌،، دست‌ انسان‌ را گرفتن‌، و او را، تا درگاه‌ نگاه‌ خدا، بالا كشيدن‌ و بر تحقّق‌ آرمان‌ والاي‌ همة‌ انبيا و اوليا و مردان‌ رزم‌ آور راه‌ حق‌، نظر داشتن‌!.
ودرآخرين‌ رزم‌ ـ پيروزمندانه‌ ـ حيثّيت‌ عادلانة‌ خاك‌ را از نگاه‌بلند«بقية‌الله»به‌نظاره‌برخاستن‌...و اين‌، حرفف كمي‌ نيست‌!.
***
انتظار، از جنس‌ فرداست‌،
و احساس‌ انتظار، فردايي‌ شدن‌
عشيرة‌ انتظار، اهاليف فردايند!...
آن‌ كه‌ «نظر» ندارد، مثلف كسي‌ است‌ كه‌ تشنه‌ نيست‌.
احساسف انتظار، مثل‌ احساس‌ تشنگي‌ است‌.
آن‌ كه‌ احساس‌ تشنگي‌ ندارد، آب‌ ـ هر چند فراوان‌، زلال‌ و گوارا، هم‌ كه‌ باشد ـ به‌ چه‌ دردش‌ مي‌خورد؟!
بي‌ خيالي‌، اين‌ پا و آن‌ پا كردن‌، و مرد «فردا» نبودن‌، «ضد انتظار» است‌!
انسانف انتظار، آمادة‌ فرداست‌.
احساس‌انتظار،ازهم‌صحبتي‌هاي‌فردا،سرشارشدن‌ است‌.
از انديشة‌ ترديد، بيرون‌ آمدن‌، و در دل‌ يقين‌، در آمدن‌.
نشاط‌ انتظار، آدمي‌ را از نااميدي‌ و سستي‌، باز مي‌گيرد.
با اين‌ نگاه‌هاي‌ كوچك‌ و پيش‌ پا افتاده‌، آدم‌ در «روز مرگي‌»ها، غرق‌ مي‌شود.
براي‌ خوب‌ ديدن‌، و خدايي‌ نگريستن‌، بايد به‌ چشمان‌ انتظار، مسلح‌ شد!
آنكه‌«نظر»ندارد،به‌ احساس‌ انتظار، نيز ـ نمي‌تواند رسيد.
«انتظار» سفر دور و درازي‌ است‌.
سفر انتظار، چشم‌ آدم‌ را، باز مي‌كند، سفر انتظار، انسان‌ را، «صاحب‌ نظر» مي‌سازد...
***
حرف‌ از يك‌ نقطة‌ زماني‌ و مكاني‌ نيست‌.
سخن‌ از يك‌ جغرافياي‌ جهاني‌ عقيدتي‌ است‌:
تكان‌ تازه‌اي‌ در خاك‌ و خلقت‌ خاك‌!
تنه‌ و بدنة‌ خلقت‌، «عدالت‌» است‌... و در اين‌ ميانه‌، «ستم‌»، غباري‌ بيش‌ نيست‌، كه‌ به‌ راحتي‌ مي‌شود آن‌ را شست‌ و پيكرة‌ اصلي‌، پاكيزه‌ و زيباي‌ آفرينش‌ را در برابر نگاه‌ انتظار زندگي‌، به‌ ديدار نهاد!...
اين‌ شست‌ و شو، اصلاً، مشكل‌ نيست‌:
«آب‌» كه‌ دارد مي‌رود،
«رود» كه‌ دارد مي‌گذرد،
فطرت‌ پاك‌ عادلانة‌ «خاك‌» كه‌ دارد تكان‌ تازه‌اي‌ مي‌خورد،
همه‌ به‌ ياري‌ ما، خواهند شتافت‌!
تنها،كافي‌ است‌ تكاني‌ بخوريم‌. در جنبش‌ شكوهمند ميلاد انتظار، به‌ «احساس‌» برسيم‌ و صاحب‌ نظرانه‌، عمل‌ كنيم‌...
انتظار، يك‌ رفع‌ تكليف‌ نيست‌. بلكه‌، فهم‌ تكليف‌ است‌، اداي‌ تكليف‌ است‌:
آنان‌ كه‌ منتظر عدالت‌ فراگير و همگاني‌ اند، خويشتن‌، بايد همواره‌ در سوي‌ تحقق‌ آن‌ ؛ انديشه‌ كنند، بنويسند و بكوشند، و سهم‌ سنجيده‌ و دقيق‌ خود را ـ از اندازة‌ وظيفه‌اي‌ كه‌ بر گردن‌ دارند ادا كنند...
از بي‌نظران‌، چه‌ انتظاري‌؟!... نبضف عدل‌، كه‌ خاك‌ را، به‌ تكاني‌ موّاج‌ و تند و تازه‌ فرا مي‌خواند، بي‌ نظرانه‌ نمي‌تواند بر گوش‌دل‌بنشيند. بي‌ نظري‌، بي‌ تفاوتي‌ و بي‌ خيالي‌، از احساسف انتظار، به‌ دور است‌. خويشاوندان‌ خميازه‌ و خواب‌ را بگوييد كه‌ با بيراهه‌هاي‌ خويش‌، مزاحم‌ راهف «مردان‌ انتظار» نشوند!
***
احساس‌ انتظار، در اين‌ فرهنگ‌، مأذنة‌ بلند هستي‌ است‌ كه‌ از بالاي‌ بلند آن‌ اذانف عدلف جهاني‌، سرداده‌ مي‌شود.
اين‌ انتظار، پاسخي‌ است‌ به‌ تمامي‌ هستي‌ و همة‌ فرشتگان‌، در برابر همان‌ سؤال‌ گلايه‌آميز، كه‌: «چرا بر كرة‌ خاك‌،پاي‌كساني‌ بايد باز شود كه‌ فساد كنند و خون‌ بريزند؟!»
اين‌ «انتظار» و پايانة‌ معطّر و مطهّر خاك‌، پاسخ‌ آنان‌ و همة‌ افكاري‌ هم‌ هست‌، كه‌ از «گفردف خويش‌ فرا نرفته‌ و تمامت‌ استعداد و توان‌ انتظار را نمي‌نگرند...»
احساس‌ انتظار، احساس‌ طوفاني‌، شورانگيز و با نشاط‌ است‌، و انتظاري‌ ندارد، مگر پيروزي‌!


پي‌نوشت‌ها :

* قطعه‌ ادبي‌ برگزيده‌ دومين‌ جشنوارة‌ برترين‌هاي‌ فرهنگ‌ مهدويت‌؛ ويژة‌ مطبوعات‌، به‌ نقل‌ از روزنامه‌ جمهوري‌ اسلامي‌.
1 . سورة‌ انبياء (21)، آية‌ 105.
2 . و در عصر «غيبت‌»، با مرجعيت‌ و فقاهت‌ است‌ كه‌ جاي‌ «ولايت‌»، پر مي‌شود.
3 . در نگاهي‌ ژرف‌ و فراگير، «ظلم‌»، تمامت‌ آفات‌ و شوربختي‌هاي‌ آدمي‌ را، در بر مي‌گيرد. ظلم‌، هر آن‌ كنشي‌ است‌ كه‌ اشيا و آدمي‌ را، از شأن‌ و مكانتف حقيقي‌اش‌، بركنار مي‌دارد. جهل‌ و نفهميدن‌، ظلم‌ است‌. بي‌ ايماني‌ و شرك‌، ظلم‌ است‌: «يابنيّ لا تشرك‌ بالله. إن‌ الشرك‌ لظلم‌ عظيم‌»؛ فرزندم‌، بر خداي‌ «شرك‌» مياور؛ چرا كه‌ شرك‌، «ظلم‌» بزرگي‌ است‌! (سوره‌ لقمان‌ (31)، آيه‌ 13)
نقل قول این متن | تعداد مشاهده :16505

اولين نظر را شما بدهيد

اظهار نظر کنید
  • لطفا موضوع نظر را مرتبط با موضوع متن انتخاب کنید.
  • درگیریهای لفظی شخصی حذف خواهد شد.
  • لطفا از قسمت نظرات جهت تبلیغ سایت یا بلاگ خود استفاده نکنید . اینگونه نظرها حذف خواهد شد.
  • فقط کافیست که مرورگر خود را Refresh کنید تا کد امنیتی جدید ظاهر شود قبل از اینکه بر روی کلید 'ارسال' کلیک کنید
  • به خاطر داشته باشید که این کار فقط وقتی نیاز میشود که شما کد امنیتی را اشتباه وارد کرده باشید.
نام :*
پست الکترونیکی :
متن نظر :*

کد رمز :* Code
اگر نظر جدیدی وارد شد به پست الکترونیکی من فرستاده شود.

Powered by IranSohrab -Mahmoud Ghoochani v.1.4

 
< بعد   قبل >
 

ویژه نامه رحلت آیت الله بهجت(ره)


پدر آيت الله بهجت در سن 16-17 سالگي بر اثر بيماري وبا در بستر بيماري مي افتد و حالش بد مي شود به گونه اي كه اميد زنده ماندن او از بين مي رود وي مي گفت: در آن حال ناگهان صدايي شنيدم كه گفت:« با ايشان كاري نداشته باشيد، زيرا ايشان پدر محمد تقي است. »
ولادت
آيت الله العظمي محمد بهجت فومني در اواخر سال 1334 ه.ق. در خانواده اي ديندار و تقوا پيشه، در شهر مذهبي فومن واقع دراستان گيلان، چشم به جهان گشود. هنوز 16 ماه از عمرش نگذشته بود كه مادرش را از دست داد و از اوان كودكي طعم تلخ يتيمي را چشيد.
ادامه مقاله...

spacer
spacer
© %1391 .:. Asre-Rahai . عصررهایی .:.
Powered By : IranSohrab